.::خاطرات سکسی من ::.

Wednesday, August 04, 2004

سکس با خواهرم

چه موزيك جذابي بود.آهنگ سوم آلبوم هاليود مرلين منسونو داشتم گوش ميكردم.باهاش ميخوندمو كيف ميكردم.مخصوصا اونجاييش كه ميگفت:خدايا ميدونم كه نيستي ولي ميدوني كه اگه بوديی هم ميكشتيمت.اينو با صداي بلند باش ميخودمو كيف ميكردم.اين آهنگ منو هميشه بياد خواهرم مينداختو وقتيم كه به ياد خواهرم ميفتادم اولين چيزی که ميومد جلوی چشمم كسش بود.من هميشه به اين فكر ميكردم كه اون دختري كه من تو پارتي،اسكي يا هر جاي ديگه ميخوام لختش كنمو كسشو ببينم خب اون بالاخره خواهره يكيه و يكيم هست كه ميخواد كس خواهره منو لخت كنه و به كسش دست بزنه پس ما همش دنبال كس خواهر همديگيم.حالا كه غريبه ها ميخوان كس خواهرمو ببينن پس چرا من نخوام!اون موقع ها هميشه ميخواستم به هر بهونه ای يه تيكه لخت از بدنه خواهرمو ببينم.مثلا هروقت شلوار استرچ تنگشو ميپوشيد از پشت نگاش ميکردم که چجوری کونش تو شلوارش ميلرزه يا وقتی که رو صندلی ميشينه اون کونش چجوری روی صندلی ولو ميشه يا دولا که ميشه از تو يخچال چيزی ورداره سعی ميکردم کسشو که از پشت از لای پاش قلمبه ميزد بيرونو تصور کنم و يا مثلا هر وقت كه ميخواستم برم حموم صبر ميكردم كه اول اون بره حموم بعد من برم.چون ميدونستم كه تو حموم شرتو كرستشو در مياره و لخت ميشه.بعدش كه من ميرفتم تو حموم اولين كاري كه ميكردم شورت خواهرمو ورميداشتمو بو ميكردم.من عاشق اون شورت صورتيش بودم آخه هم جلوش توري بود كه كسش معلوم باشه هم خط پشتش اونقدر نازك بود كه ميدونستم قشنگ ميره لاي پاش.جلوي شورتشو دست ميكشيدمو حس ميكردم كسش تا نيم ساعت پيش اونجا بوده.وسط شورتش ديگه توري نبودو يه تيكه پارچه نرم جاش بود که اونم برای اين بود كه جلوی سوراخ کسشو بگيره چون سوراخ كسش قشنگ اونجا بود براي همين اون يه تيكه شورتش بايد نرم باشه كه كسش درد نگيره.بعد شورتشو ميذاشتم لاي پامو خودمو جلو عقب ميكردمو فکر ميکردم كس خواهرم لاي پامه.تقريبا دوسال كارم همش همين بود.هروقتم موقعيتش جور ميشد براي دوستام تعريف ميكردم ولي نميگفتم كس خواهرمو دارم تعريف ميكنم.اون مدت به هيچ كس درباره كس خواهرم نگفته بودم تا اينكه با كامي دوست شدم.يكم كه از دوستيمون گذشت احساس كردم اين با بقيه فرق داره و زماني راجع به اين مسئله مطمئن شدم كه يروز كامي اومدو به من از كس دادن مامانش به دوستاي باباش گفت.خيلي راحت با من حرف ميزدو ميگفت:مامانم به دوست بابام كس ميده وقتي من ازش ميخواستم كه از كس دادن مامانش برام تعريف كنه ميگفت:مامانمو ديدم كه پاميشه جلوي دوست بابام وايميسه،اوناهم شورتشو در ميارنو لاي پاشو يكم باز ميكننو به كسش دست ميزنن.يمدت از دوستي منو كامي گذشتو بيشترو بيشتر از كس مامانش به من ميگفت.يادمه يبار گفت:ديشب بابام خواست مامانمو تنبيه كنه براي همين لاي پاي مامانمو باز كردو كيرشو بزور كرد تو سوراخ كون مامانمو فرداش كه مامانم ميخواست بشينه چون سوراخ كونش درد ميكرد خوب نميتونست بشينه و الكي ميگفت كمرم درد ميكنه.كامي انقدر از اين چيزا براي من تعريف كرد كه تصميم گرفتم منم باهاش راحت باشمو منم از كس خواهرم براش گفتم.هر روز بيشترو بيشتر كمكش ميكردم كه بتونه كس خواهرمو بهتر تجسم كنه.حتی يبار قرار شد که من شورت خواهرمو براش ببرمو اونم با ضبط خودش يواشكي صداي آخواوخه مامانشو موقع كس دادن براي من ضبط كنه و بياره که باهم گوش كنيم.منو كامي خيلي با هم صميمي شديمو همينجور به كارامون ادامه ميداديم.كم كم شروع کرديم همديگرو هم دستمالي ميكرديم.من شلوارمو تا پايين زانوم ميکشيدم پايين ولي اون كامل لخت ميشدو روي هم ميخوابيديم.من بيشتر دوست داشتم اون منو دستمالي كنه تا منو اونو.براي همين پشتمو ميكردم بهش كه لاي پامو از پشت دست بزنه.خيلي از اين رابطمون نگذشت كه يبار كه داشتيم همو دستمالي ميكرديم كامي پشتشو كرد به منو گفت:فكر كن كون مامانمو داري ميكني.منم صداي آخو اوخه مامانشو ميذاشتمو چشمامو ميبستمو كون لخت مامانشو تصور ميكردمو كيرمو ميكردم تو كون كامي.ولي از دفعه هاي بعد منم سعي ميكردم كه کاميو هشري كنم كه اونم منو بكنه و براي اين كار از كس خواهرم استفاده ميكردم.شورت خواهرمو ميپوشيدمو جلوي كامي دولا ميشدم.اونم چشماشو ميبستو شورت خواهرمو كه پاي من بود آروم ميزد كنارو كون منو بجاي كس خواهرم ميكرد.خيلي باهم خوش ميگذرونديمو هر وقت بيكار ميشديم من عكس كس خواهرمو براي اون نقاشي ميكردمو اونم عكس كس مامانشو براي من ميكشيد.من يه كير كنار كس مامان اون اضافه ميكردمو ميگفتم اين كير منه كه داره ميره تو كس مامان تو اونم كير خودشو كنار كس خواهر من ميكشيدو ميگفت اينم كير منه كه داره ميره تو سوراخ كس خواهر تو.تقريبا يك ماه به اونشب مونده بودو اون طبق معمول داشت از كس مامانش براي من ميگفتو منم داشتم از چوچول كس خواهرم براي اون ميگفتم.اون دوباره کس مامانشو برای من نقاشی کردو منم عکس کس خواهرمو براش کشيدم.بعد کامی همينجور که داشت به عکس کس خواهرم نگاه ميکرد يهو از ته دل گفت:چي ميشد اين واقعي ميشد.اينو گفتو دوتامون خنديديم ولي هيچ كدوممون حتي براي يك لحظه هم از فكر چيزي كه كامي گفته بود بيرون نرفتيم.خواهرم 17 سالش بود و هم كامي هم من ميدونستيم كه كس يه دختر 17 ساله بايد چقدر تپلو خوشگل باشه.از اون روزي كه كامي اون حرفو زد تقريبا 2 هفته گذشت كه منو كامي تصميم گرفتيم كه چيزيو كه كامي گفته بودو عملي كنيم.چند روز طول كشيد كه تونستيم يه نقشه بكشيمو تا اون شب عملي كردن نقشه سعي ميكرديم كه كاملترش كنيم 3-2 روز به اون شب مونده بود كه منو كامي همه چيو باهم يبار كامل مرور كرديمو منتظر رسيدن اون شب شديم.اوايل شب بود که منو كامي باهم رفتيم خونه ما.همون اول كار يكم ودكا براي هم ريختيمو دستامونو به اميد موفقيت محكم بهم زديمو بعد من رفتم سراغ موزيك.منو كامي باهم خيلي قشنگ راك ميرقصيديم.براي همين يه موزيك امپرور گذاشتمو كلي باهم رقصيديم.وقتو يجوري گذرونديم كه نزديك اومدن خواهرم بشه.منو كامي دوتاييمون آماده شديمو من براي اينكه مطمئن بشم خواهرم كي مياد رفتم سراغ تلفنو زنگ زدم خونه دوست خواهرم كه خواهرم اونشب اونجا پارتي دعوت بود و چقدرم خوب شد كه اين كارو كردم چون دوست خواهرم گفت كه پارتي الان تموم شدو خواهرم تو راهه كه بياد خونه.منم تشكر كردمو گوشيو گزاشتمو به كامي گفتم حاضر باش كه داره مياد. سريع رفتم سراغ چراغا و اونارو خاموش كردمو فقط دوتا چراغ قرمز تو حالو روشن گذاشتم باشه و طبق نقشه رفتم تو اتاق و خودمو پشت كمد يجوري كه هم بتونم كاميو ببينم هم كاناپه رو قايم شدم.كامي هم سريع دوتا دگمه هاي بالايي پيرهنشو بازكردو همون سي دي سكسي رو كه از قبل آماده كرده بوديمو روشن كردو خودشم نشست روبروي تلويزيون روي كاناپه و منتظر خواهرم شد که بياد.منم تو كمد داشتم سعي ميكردم چيزاييو كه شايد يهو توليد صدا بكنرو اينورو اونور کنم كه يهو با صداي كامي فهميدم كه انگار خواهرم داره مياد.از همون توي كمد به كامي نگاه كردم ديدم روي كاناپه دراز كشيده و از طرز نشستنش فهميدم كه صداي پاي خواهرمو شنيده .زياد نگذشت كه تونستم صداي كليد خواهرمو بشنونمو خيلي سريع يه سايه تو اتاق ديدم كه فهميدم خواهرم اومده.چند ثانيه گذشت بعد كاميو ديدم كه تا خواهرمو ديد سريع از جاش بلند شدو به خواهرم گفت: ا ا ا اصلا حواسم نبود كه شما اومدين داشتم اين فيلمو ميديدم و وقتي خواهرم سراغ منو ازش گرفت بش گفت:منو داداشتون باهم يجا مهموني بوديم که داداشتون همونجا با يكي آشنا شدو رفت خونشون،و خيلي سريع ادامه داد:منو داداشتون قرار بود كه فردا صبح زود باهم بريم اسكي براي همين اون گفت من بيام اينجا خودشم تا صبح مياد و بعدش كلي از خواهرم معذرت خواهي كرد كه بدون اجازه اون وارد خونه شده ولي من ميدونستم كه بودن كامي اونجا براي خواهرم اصلا مسئله ناخوشايندي نيست.آخه كامي از نظر ظاهري يه پسر فوقالعاده اي بود.هميشه لباساش عجيب غريبو جذاب بودو باهمديگه اين پسراي احمقو كه فكر ميكردن با موي كوتاه،كراوت،لباس مردونه و ريش پروفسروي خوش تيپو دوست داشتني ميشنو مسخره ميكرديم.كامي موهاش بلند بودو هميشه لباس چرمي ميپوشيدو چون ورزشكار بود برای همين کلا بينهايت تودلبرو خوشگلو تک بود. اونشب گوشواره منو زده بودو بند شونه هاشو هم يكم شل کرده بودو دگمه هاي پيرهنشو باز گذاشته بود.خواهرم داشت هميجور به کامي نگاه ميكرد كه كامي يهو با يه لحن وحشتناك جذاب خواهرمو به يه نوشيدني دعوت كرد.خواهرمم با كمال ميل قبول كردو كامي از روي ميز يه گيلاس پر ودكا براش ريختو داد به خواهرمو تا خواهرم داشت گيلاس مشروبشو ميخورد كامي فيلمو دوباره روشن كردو الكي گفت: ا ا ا اصلا حواسم نبودو دوباره خاموشش كرد.خواهرم ودكاشو گذاشت رو ميز كنارشو به كامي گفت:چرا خاموش ميكني،ما كه شانس نداريم بزار حداقل ببينيم.كاميم از موقعيت استفاده كردو گفت:تعداد دفعه هاشو ميگين يا آدماشو منظورتونه ؟! خواهرمم سريع جواب داد:آدماشو ميگم،چون براي سكس دنبال علاقه،دوست داشتنو اين مزخرفا نميرنو سكسو براي سكس ميخوانو عشقو براي عشق،نه عشقو براي سكس و سكسو براي عشق.اينو گفتو برگشت بره سمت اتاقش كه كامي سريع با كنترل ضبطو روشن كردو يكي از سكسي ترين آهنگاي مرلين منسونو گذاشتو تو يه چشم به هم زدن از زيره بند شونه هاش پيرهنشو دراوردو پريد زيره بازوي خواهرمو قبل از اينكه وارد اتاقش بشرو گرفتو آوردش وسط اتاق.منم جامو يكم عوض كردم كه بتونم همه چيو خوب ببينم.از اينجا ببعد كامي ديگه وارد عمل شدو هنرشو نشون داد.با يدستش پشت كمر خواهرمو گرفتو يپاشو گذاشت پشت پاي خواهرمو هلش داد پايين.خواهرم ديد كه داره ميفته و هيچ چيز نميتونه جلوي افتادنشو بگيره بجز گردن كامي،براي همين گردن كاميو يهو محكم گرفتو كاميم خودشو خم كرد رو خواهرم.واي مثه فيلما شده بود.لباشون خيلي به هم نزديك شده بود ولي همديگرو بوس نكردن.كامي خواهرمو وايسوندو خودش شروع كرد با آهنگ رقصيدن.پاي چپشو برد عقبو روي زانوي پاي راستش خم شدو يدستشو برد پشتشو با اونيكي دستش خيلي آروم از پاشنه چكمه هاي خواهرم تا كمرشو دست كشيد.بعد چند قدم از خواهرم فاصله گرفتو رفت عقبو روي زمين دراز كشيدو سعي كرد مثله يه ببر وحشي و يه كرم چهارزانو روي زمين خودشو به خواهرم برسونه.واي كامی اونشب فوق العاده بود.خيلي قشنگو سكسي عمل ميكرد.بعد پاهاشو همون روي زمين باز كردو به خواهرم اشاره كرد كه وسط پاهاش بشينه.خواهرمم همينجور كه به كاراي كامي نگاه ميكرد دولا شدو نشست دقيقا وسط پاهاي كامي.تا نشست كامي سريع دستشو برد زيره تي شرت خواهرم.خواهرمم دوتا دستاشو برد بالاي سرش كه كامی راحتتر بتونه لختش كنه.و بعد همونطور كه كامي داشت بند سوتين خواهرمو از پشتش باز ميكرد،خواهرمم با يدستش يه سينه كامي از بالا به پايين دست مي كشيدو با اون يكی دستش سعي ميكرد كمربند كاميو باز كنه.تا اومدن همديگرو لخت كنن موزيكم تموم شدو كامي سريع دوباره فيلمو روشن كرد.انگشتاي پاي خواهرمو ميكرد تو دهنشو با دستاش روناي لخت خواهرمو دستمالي ميكرد.اون فيلم سكسيه خودش تو يه ديسكو بود براي همين موزيك داشتو خواهرم فقط صداي تلويزيونو بلند كردو رفت سراغ كير كلفتو بيرحم كامي.خواهرم فقط يه شورت كوچولوي مشكي پاش بود ولي كامي لخت لخت شده بود.يعني خواهرم لختش كرد بود.من از اونجا نميتونستم تلويزيونو ببينم ولي از اينكه كاميو خواهرم هي به تلويزيون نگاه ميكردنو خوششون ميومد فهميدم كه سعي ميكنن با فيلم همراهي كنن.كامي جفت لنگاي خواهرمو داد بالاو رفت سمت كسش.بعد بشوخي از خواهرم پرسيد:اجازه هست؟خواهرمم داد زد:معلومه كه هست،كسم ميخواد برات لخت شه.بعد قبل از اينكه كامي كاري بكنه خواهرم خودش شورتشو كشيد پايينو لاي پاشو باز كردو به كامي گفت:كسمو ميخوري! كاميم گفت:اينكه فقط كس نيست،هلوه.اينو گفت لاي كس خواهرمو باز كردو حمله كرد بش.با دوتا دستاش لاي چاك كون خواهرمو باز ميكرد كه بتونه كسشو زيره اون چراغ قرمزي كه بالای سرشون روشن بود بهتر ببينه.خواهرم بش گفت:قمبل كنم برات كسمو از پشت ببيني ؟ كاميم گفت:ميخواي كس خوشگلتو از لاي پات نشون من بدي؟ بعد خواهرم پاشدو دوتا دستاشو گذاشت رو مبلو لاي پاشو باز كرد كه كسش از لاي پاش قلمبه بزنه بيرون.كاميم رو زمين دوزانو نشست كه كس قمبل كرده خواهرم قشنگ بياد جلوي دهنشو مشغول خوردن كس لخت خواهرم شد.كسشو كه خورد كمر خواهرمو گرفت كه برشگردونه كه يهو چشم دوتاشون به اون صحنه فيلم افتاد كه انگار تو فيلم دو نفر داشتم با هم يكيو ميكردن.يكي كيرش تو سوراخ كس زنه بود اونيكيم كيرشو كرده بود تو سوراخ كونش.كاميم كه منتظر يه همچين موقعيتي بود يهو آروم به خواهرم گفت:اينو ببين،اينجوري دوست داري؟خواهرمم تو اون حال گفت:واي،يعني دوتايي! من عاشقشم.بعد دوتا پاهاشو گذاشت رو شونه هاي كامي كه خط كسش از جلوهم باز بشه كه كامي بش گفت:ميخواي من الان دوتا بشم؟خواهرم گفت:واي من الان اونقدر كير ميخوام كه اگه داداشمم اينجا بود بش التماس ميكردمو كيرشو بكنه تو كونم.كامي بش گفت:چرا كونت،كس نه؟خواهرم گفت:آخه كسم ماله توه،ولي حاضرم الان يه كير ديگه هم باشه بره تو كونم.بعد حرفش كه تموم شد چنبار داد زد:كير كير كير ميخوام.اينو گفتو ديگه منتظر حرف كامي نشدو پاشو از روی شونه های كامی آورد پايينو خودش بزور لاي پاي كاميو بيشتر باز كردو سر كير كاميو كرد تو دهنش.كاميم همونجوري كه خواهرم داشت كيرشو ميخورد بش گفت:صداش كنم بياد؟خواهرمم چون دهنش از كير كلفت كامي پر بود با سرش اشاره كرد:آره آره.كاميم صداشو يكم بلند كردو داد زد:بيا كه يه سوراخ كون لخت منتظرته.خواهرم اون لحظه واكنشي نشون ندادو با تمام حواسش داشت كير ميخوردو كمرشو تكون نكون ميداد كه هواي خنك بره توي كسش كه خوشش بياد.من كه اينارو ديدمو شنيدم كه كامي داره طبق نقشه منو صدا ميكنه آروم آروم از پشت كمد اومدم بيرونو تو همون اتاق بلوزو شلوارمو دراوردمو با يه شرت يواش وارد اتاق اصلي كه اونا بودن شدم.سرمو خم كردم كه اول كاميو ببينم.تا كاميو ديدمو اونم منو ديد دهنشو كج كردو با دستش خيلي سريع اشاره كرد كه يعني شرتتم در بيار.منم همونجا سريع شورتمو كشيدم پايينو از پام دراوردمو انداختمش تو اتاقمو برگشتم بسمت كاميو خواهرم. روي كاميو پشت خواهرم كه داشت كير كاميو ميخورد به من بود.از همون جا كس خواهرمو خوب ميتونستم ببينم.لاي پاشو خوب باز كرده بودو سوراخ كسش معلوم بود.يه كس تپل بي موي خيس داشت.چاك كونش كامل باز شده بودو تمام لاي پاشو كسش گرفته بود.به كامي نگاه كردم كه ديدم داره به من اشاره ميكنه از همون پشت كسشو براش بمال.منم ترسو دلهررو گذاشتم كنارو رو زمين نشستمو اول آروم دستمو گذاشتم روي كون لخت خواهرم كه داشت جلوی من قر ميداد.يذره كه دستمو به دور كونش مالوندم يهو ديدم خواهرم كير كاميو از تو دهنش دراوردو پاشد نشستو برگشت ببينه كي داره اونور با كون لختش بازي ميكنه كه يهو منو ديد.از تعجب شاخ دراورد ولي چون هم اينكه نميتونست به من اون لحظه چيزي بگه و هم اينكه تو كار انجام شده قرار گرفته بود از خودش واكنشي نشون ندادو فقط منتظر من بود كه ببينه من چي ميگم يا چيكار ميكنم.كاميم براي اينكه مارو راحتتر كنه داشت با نوك سينه هاي خواهرم بازي بازي ميكرد.منم كه ديدم خواهرم داره به من نگاه ميكنه و منتظره كه من يه چيزي بگم خيلي آروم بش گفتم:من برم؟ اينو كه گفتم يهو كامي گفت:نه،كجا بري،اتفاقا ما همين الان داشتيم ميگفتيم چي ميشد اگه يكي ديگه هم الان اينجا بود.منم خيلي عادي گفتم:ا،خب منم همون يكي ديگم ديگه،چي ميخواين پس.خواهرم كه مارو اينجوري ديد ديگه مطمئن شد كه ما از همون اول نقشه كشيده بوديمو اينم ميدونست كه ديگه براي نه گفتم خيلي دير شده.براي همين دوباره رفت پايينو قبل از اينكه كير كاميو ذوباره بكنه تو دهنش به من گفت:پس توام اون پشت بيكار نمون.اينو گفتو با خوشحالي كير كاميو تا ته كرد تو دهنش.منو كاميم از اين بالا به هم يه نگاه كرديمو يه چشمك زديمو كامي چشماشو بست كه بش بيشتر خوش بگذره منم براي اينكه همه خودم لذت ببرمو هم اينكه همه بيشتر بهشون خوش بگذره روي زمين دراز كشيدمو با زبون رفتم سراغ كس خواهرم.اولين زبونو كه روي خط كسش كشيدم هيچي نگفت ولي وقتي با انگشتام لاي كسشو كه جلوي صورتم بودو باز كردمو زبونمو تو كسش چرخوندم ديدم داد خواهرم رفت هوا.اونقدر خوشش اومده بود كه انگار كير كاميو همونجور كه داشت ساك ميزد يهو گازگرفت چون كامي يه داد زدو خواست كيرشو از تو دهن خواهرم در بياره كه خواهرم با همون چشماي نيمه بازش آروم به كامی گفت:آخه خوشم مياد كسمو ميخوره.كاميم كيرشو دوباره كرد تو دهن خواهرمو با دوتا دستاش هر دوتا پستونای خواهرمو گرفت تو دستشو شورع كرد ماساژ دادن.من اين زير كس خواهرمو خوب خورده بودمو ديگه ميخواستم خواهرمو بكنم.براي همين پاشدم وايسادمو از كامي خواستم كه كيرشو از تو دهن خواهرم در بياره كه ديگه كيرامونو بكنيم تو سوراخاش.خواهرمم كه فهميد تحمل ما تموم شده و ديگه وقتشه كه لای پاشو باز كنه كه ما جرش بديم خودش برگشتو پشتشو كرد به كاميو رو كيرش نشست.من همون لحظه اول كه ديدم كس خواهرم جلوي روم باز شده و يه كير كلفت داره ميره توشو در مياد ديگه ديونه شدمو از همون جلو مشغول بازی كردن با چوچوله كس خواهرم شدم.بالای كسش به اندازه يه نوار ۲-۳ سانتی مو داشتو خط كسش كامل باز شده بودو توش قرمز بودو هی ازش آب ميومد.كسشو كه قبلا قمبل كرده از پشت ديده بودم فقط يه كس تپل معلوم بود ولی الان همه چوچولش از لای كسش اومده بود بيرونو آب كسش تمام لای پاشو خيسو براق كرده بود.ديگه اونقدر داشت به خواهرم خوش ميگذشت كه تمام پاهاي كاميو از شدت خوشي چنگ مينداخت.كس لخت خواهرم جلوم بود،با چوچولشم حسابي بازي كرده بود.پستوناشم كه همينجور بالا پايين ميپريدو خوب دستمالي كرده بودم ولي اينا كافي نبود.منم ميخواستم بكنم توي يكي از سوراخاش.هر چي به كاميو خواهرم گفتم منم ميخوام بكنم ديدم انگار نه انگار برای همين پاشدم وايسادمو از بالا زيره بغل خواهرمو گرفتم كه بلندش كنم ولي نميذاشتو هي دست منو تو اون حال ميگرفتو ميذاشت رو سينه هاش كه بالا پايين ميشد كه يعني تو با پستوهاي لختم يازي كن،ولي منم ميخواستم بكنمش.يهو همونجوري زير بازوهاشو محكم گرفتم كه ديدم خودشم كمك كردو كير كاميو از تو كس خيسش دراوردو بمن گفت تو بخواب.كامي پاشد وايسادو من جاش رو زمين دراز كشيدم.خواهرمم اومد رو من نشستو يه دستشو گذاشت اينورمو يه دستشم گذاشت اونورمو به كامي گفت:تو هم بيا بشين روم.قبل از اينكه كامی كاري بكنه كير منو گرفت تو دستشو آروم برد سمت لاي كونش.خودش كير منو تنظيم كرد رو سوراخ كونشو كونشو يكم رو كير من قر دادو اينور اونور كرد،احساس كردم كيرم داره آروم آروم ميره تو سوراخ كونش.منم كمرشو گرفتمو كونشو رو كيرم يذره بيشتر چرخودنم كه كيرم تا ته بره تو.كيرم كه رفت تو ديدم خواهرم يه آخ گفتو لبشو گاز گرفتو بزور به كامي اشاره كرد كه توام بيا روم.كامي دستشو گذاشت اينورو اونور منو خواهرم كه رو من بودو پاي خودشو كامل باز كردو اول با دستش لاي كس خواهرمو باز كردو بعد كيرشو به كمك خواهرم تا ته كرد تو كسش.كير كامي كه اومد تو كس خواهرم من احساس كردم كه كير من داره در مياد.فكر كنم كاميم همين احساسو كرد كه جا برای كير هر دوتامون كه همزمان باهم تو كونو كس خواهرم باشه نيست.بخاطر همين خودمون خود به خود به كيرامون ريتم داديم.من كه كيرمو تا سرش در مياوردم اون كيرشو تا ته ميكرد تو كس خواهرم بعد كه اون كيرشو تا سرش از تو كس خواهرم ميكشيد بيرون من ماله خودمو تا ته ميكردم تو كونش.منم از اين زير دستمو تا جايي كه ميتونستم برده بودم جلو و يكي از سينه هاي آويزونه خواهرمو گرفته بودم تو مشتمو فشارش ميدادم،كاميم از جلو داشت اون يكي پستونه لخت خواهرمو براش ميماليد.خود خواهرمم كه داشت از شدت لذت فرياد ميكشيدو خونه رو گذاشته بود رو سرش.يزره كه اينجوري من خواهرمو از كونو دوستم همزمان از كس ميكردشو من از اين پشت خط چاك كونه خواهرمو ميديدم كه روي شيكم من ولو شده بودو با هر بار تلمبه زدن اين قلاي كونش جلوي چشمم اينورو اونور ميشد احساس كردم آبم داره مياد.تا به خودم اومدم ديدم ديگه فرصت اينكه جلوشو بگيرم نيست.چشمامو بستمو تا باز كردم ديدم انگار سوراخ كون خواهرم جاي بيشتري باز كرده.سرمو كج كردم ديدم كامي همونجوري داره نوك سينه هاي خواهرمو گاز ميگيره ولي وقتي سرمو يذره آوردم پايينتر ديدم ديگه كيرش تو كس خواهرم نيست.يكم كه دقت كردم ديدم اون داره با دستش آب كيرشو ميماله بين پستوناي خواهرمو همزمان داره با دهنش سينه هاي خواهرمو براش ميخوره.فهميدم كه آب اون اومده و فقط من موندمو خواهرم.آب منم داشت ميومدو ديگه اصلا نميتونستم جلوي اومدنشو بگيرم.به خواهرم نگاه كردم ديدم اونم همونجوري كه روي منه از حال رفته و اگه من كمرشو ول كنم از شدت بيحالي ولو ميشه رو زمين.سرمو آوردم عقب كه به كونش نگاه كنم كه ديدم چشمام خودبخود بسته شدو آبم با فشار زد بيرون.سريع چشمامو باز كردم كه ديدم همه آب كيرم نريخته تو كون خواهرمو بيشترش از دور سوراخش اومده بيرونو ريخته رو شيكمه خودم.آروم خواهرمو از روي خودم بلند كردمو گذاشتمش رو كاناپه كه دراز بكشه.خودمم بزور پاشدم نشستم.اول سرم يكم گيج ميرفت ولي وقتی حواسمو بيشتر جمع كردم حالم بهتر شد.يزره با موهام بازي كردمو سرمو برگردوندم به خواهرم نگاه كردم كه ديدم اونم چشماشو بسته و همونجوري بيحال لختو قمبل كرده رو كاناپه دراز كشيده.يلحظه حواسم رفت پيش كامي كه اون تو چه حاليه كه ديدم اونم اونور كنار تلويزيون دراز كشيده و داره استراحت ميكنه.من كه نگاش كردم فهميد كه حواس من بهشه.چشماشو باز كردو روشو برگردوند سمت من.منم چشمامو خوب باز كردم كه بتونم قشنگ ببينمش.دوتايي بهم نگاه كرديمو خنديديمو ياد اون روزي كه نقاشي كس خواهرمو براش ميكشديمو يهو اون گفت:چي ميشد اين واقعي ميشد افتاديم.دوتامون به اون لحظه فكر ميكرديم ولي اينبار اين من بودم كه به كس نقاشي شده مامان اون نگاه ميكردمو بش ميگفتم:چي ميشد اين واقعي ميشد

6 Comments:

Post a Comment

<< Home